از مهندس تا دکتر....و یک طلبه!
دوستی دارم که معمم است و یک خاطره که برای خودش واقع شده را
بیان می کنم:((سوار تاکسی شده بودم و راننده تاکسی با نگاه به من گفت:حاج اقا
دیروز یک آخوندسوار ماشین شد،آدم نمی تونست باهاش دست بده دستاش مثل زن
می ماند،از بس کار نکرده و....))
دوستم می گفت:عجیبه که ما هم مثل دکتر و مهنس ها درس می خونیم
اما عده ای مثل آنها به ما نگاه نمی کنند.مگر ما هم مثل مهندسین
ده سال یا بیشتر درس نمی خوانیم خوب چه فرقی هست.؟
باز مردم به آنها نگاه دیگری دارند و کار به کجا رسیده که راننده با نگاه به
دستان یک آخوند پی برده طرف چون نشسته درس خوانده و کار نکرده
دستاش مثل زن می مونه..........
قبلا در پست((آبیاری گیاهان دریایی))یک اشاره شد که طرف صرف اینکه
پسرش دانشجو باشد چه کیفور می شود اما گاه اگر طلبه باشد با
یک شرمندگی و بهت زدگی می گوید:طلبه است!
اینجا در مقام مقایسه در درس خواند بودم نه چیز دیگر اما می بینیم که
چگونه افتخار است یک غیر طلبه با ده،دوازده سال درس خواندن مورد احترام
است و یک طلبه با همان سال درس خواندن چنان توجه نمی شود.
1:قصد تخطئه مردم را نداشتم و ندارم که کاری ناپسند می دانم
2:توجه شود ملاک این پست درس خواندن دو طیف بود که چه نگاهی از جامعه به سوی آن ها است.
3:باز هم داستان قم رفتن ما و نرفتن شروع شد.....
4:پست آبیاری گیاهان دریایی خوانده شود.
5:تشکر از نظرهای دوستان...